|
گنجینه مدفون فرشته ای از نور را تجسم کنید که به ناگاه کنار شما ظاهر می گردد، لبخندی گرم و صمیمی بر صورت او پدیدار است و با مهربانی با شما سخن آغاز می کند...... زمانی که انسان فکر مشغول خود را آسوده می سازد... زمانی که نفس عمیقی می کشد... و احساس می کند تمام وجودش در آسایش و آرامش است ... در آنگاه است که آن فرد با خود حقیقی اش تماس برقرار نموده است. پ بیشتر مردم انرژی خود وجودی شان را مدام در حرکت و پرواز به این سو و آن سو نگه می دارند. ذهن آنها دو ساعت، دو روز و یا حتی دو هفته جلوتر از جسم شان است... آنها هنگامی که جسمشان در حال انجام فعالیت دیگری است در حال طرح ریزی قدمهای بعدی هستند. آخرین دفعه ای که به یاد خودتان بودید ، چه زمانی بوده است ؟ چه زمانی خود خودتان را احساس کردید؟ آخرین بار کی با خودتان تماس گرفته اید ؟ آخرین بار کی بوده است که جسم ، ذهن و دل شما همه با هم در یک زمان بوده اند و شما با خودتان مستقیم ارتباط برقرار نموده اید ؟ بیشتر مردم همواره از آنچه که خود هستند ، از آنچه که احساس می کنند... می گریزند.... و همینطور به فرار ادامه می دهند تا روزی اینکه آنقدر پیش می روند که دیگر نمی دانند کی هستند و دیگر بخاطر نمی آورند به سمت چه چیزی و در جستجوی چه می گریزند. اکنون به درون خود رو کنید.... و دوباره به خود متصل شوید.. و خرسندی و رضایت باطنی را تجربه کنید. می بینید که جستجو راهی غریب و متروک است ، می آموزید که نیازی به سختی ندارید، احتیاجی به ستایش و تقدیر ، پاداش و جایزه ندارید. دیگر نیازی ندارید تا دیگران هویت شما را تشخیص دهند. می بینید که دیگران به خانه می روند و شما تنها به حال خود رها شده اید ، با یک مدرک بی رنگ ، یک لوح چوبی بی ارزش و بلا استفاده ، یک جایزه ارزان ، و تشویق و تحسینی که متوقف شده است... و تعجب میکنید و نمی دانید چه رخ داده است...نمی دانید طی این جستجو. چه موقع خود را گم و خانواده تان را فراموش کردید.... و در حیرت می مانید که چه هزینه سنگینی پرداخته اید تا خود را از دست بدهید. شاید یک پروژه بزرگ و با شکوه را طراحی کرده اید... چیزی که دیگران تا سالهای سال بعد از شما آن را ببینند... و در عین حال شما دیدن خود را از دست داده اید... موهبتی چنین گرانبها را ، موهبتی که به راحتی کنار گذاشتید تا به جستجوی ثروت و شهرت بپردازید ... و فقط درمی یابید که آنها اهدافی تهی و توخالی بوده اند. برای مرمت نیروی خود، دل خود را مرمت کنید... روح خود را مرمت کنید... نفس عمیقی بکشید ، و از خداوند / تمام هستی بابت این کشف تشکر کنید ، کشف ثروت شهر مدفون گنجینه هایتان که در درون شما قرار دارد ... و حالا دیگر شما در مسیر حقیقی زندگی خود قرار دارید... و خواهید دید تمام تصمیمات زندگی چقدر با این قالب ذهنی بهتر گرفته می شوند... زیرا .. عشق حقیقی به خود و دیگران شروع به کار می کند.. و دل شما آواز سر می دهد و روح شما اوج می گیرد. و از شادمانی در پوست خود نمی گنجید چرا که شما منحصر به فرد ترین و نایاب ترین یافته های جهان و کیهان را یافته اید ... یافته هایی که غیر قابل جایگزینی هستند و به شما هدیه داده شده اند.
|
||